ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
855
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
آن شهر هم اكنون نيز از همان شيوههاى آن دوران پيروى مىكند و در آن عصر بوسايل لهو و لعب توجه خاصى مبذول ميداشتند و براى رقص ابزارى به كار ميبردند كه آنها را مىپوشيدند و چوبدستهائى در رقص داشتند [ 1 ] و اشعارى در آن هنگام با نواهاى طربانگيز ميسرودند و با نواهاى آنها ميرقصيدند و اين گونه اشعار گونهء خاصى شمرده ميشد و ابزار ديگرى نيز در رقص به كار ميبردند كه آنها را كرج [ 2 ] ميناميدند و آنها عبارت از تمثالهاى اسبانى چوبين داراى زين و برگ بودند كه آنها را بكنارههاى قباهائى آويزان و تعبيه ميكردند و زنان رقاص اين گونه جامهها را مىپوشيدند و بوسيلهء آنها تقليد اسب دوانى ميكردند و زنان رقاص اين گونه جامهها را مىپوشيدند و بوسيله آنها تقليد اسب دوانى ميكردند و به كر و فر و نشان دادن مهارت مىپرداختند و مانند اينها از انواع بازيچههاى ديگر كه آنها را براى مهمانيها و عروسيها و جشنها و بزمهاى سرگرمى تهيه كرده بودند . اين گونه بازيچهها و سرگرميها در بغداد و شهرهاى عراق فزونى يافت و از آن كشور بديگر سرزمينها نيز سرايت كرد و متداول شد . و موصليان [ 3 ] غلامى داشتند كه نام او زرياب [ 4 ] بود . او فن موسيقى را از آنان فرا گرفته و در آن مهارت يافته بود ، از اين رو موصليان به وى رشك بردند و او را به مغرب گسيل داشتند ، زرياب بدرگاه حكم بن هشام بن عبد الرحمن داخل امير اندلس رسيد و او در گرامى داشتن زرياب مبالغه كرد و بديدار او شتافت و به وى جايزههاى عالى بخشيد و اقطاعها و مقرريها براى او تعيين كرد و ويرا در بارگاه دولت و در ميان نديمان خويش بپايگاهى بلند رسانيد . از اين رو در اندلس هنر موسيقى بسبب زرياب پيشرفت شايانى كرد و پس از وى تا روزگار ملوك طوايف يادگارها و آثار او همچنان باقى و متداول بود و از
--> [ 1 - ) ] رقاصها اين چوبدستها را در محافل براى شمشير بازى به كار ميبردند يا هنگام سرودن اشعار نوادر آنها را بر زمين ميزدند . ( حاشيه دسلان ، ص 421 ج 2 ) . [ 2 - ) ] صاحب منتهى الارب ذيل كرج ( به ضم ك - فتح ر مشدد ) مينويسد : « كره كه بچهء اسب و ستور باشد معرب است » . و صاحب اقرب الموارد آرد : « چيزيست مانند كرهء اسب كه آن را براى بازيچه به كار برند » . [ 3 - ) ] مقصود ابراهيم موصلى و فرزندان اوست . [ 4 - ) ] على بن نافع زرياب .